تبليغاتX
هفت شهر عشق
ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند

این چند ماه که مشغول درس بودم از قافله زنده ها حسابی

 

جا ماندم.دوباره شروع کرده ام به زندگی..

 

به جستجوی قشنگی های هستی...

 

با تمام تلخی ها و شیرینی ها , سختی ها و راحتی ها

 

شادی ها و شیرینی ها، زشتی ها و زیبایی ها

 

باید بزرگ شد ؛باید زیبا شد

 

باید زندگی کرد.

 

هر چه بیشتر...

 

باید به آن زیبایی ، به آن نهایت ، به آن عبودیت دست یافت

 

عبودیت همان چیزی است که به خاطر آن آفریده شدیم.

 

پله های عبودیت که از آن باید بالا رفت:

 

اول شناخت یا معرفت

 

دوم عشق

 

سوم اطاعت

 

باید به دنبال معرفت بود، معرفت  یا شناخت آن نهایتی که

 

در جستجوی آنیم ؛ این نهایت با تمام شکوه و زیباییش

 

در وجود محمد(ص) و خاندانش متجلی است.

 

این را به جدیت می گویم که ما اگر هنوز نتوانسته ایم

 

به آن آرامش و امنیت خاطر و در عین حال به آن شور

 

و شوق وحرارتی که نسبت به زندگی و نسبت به رشد

 

و بالندگی خودمان باید داشته باشید برسیم این به این

 

علت است که هنوز نسبت به ائمه اطهار شناخت پیدا

 

نکرده ایم .

 

مثل این است که باور کرده ایم که "ما" یعنی نسل

 

روشن فکرو تحصیل کرده و به اصطلاح خودمان

 

 فهمیده جامعه باید در همه جنبه های اعتقادی با پدر

 

                                                                                               

   و مادر هایمان

 

فاصله داشته باشیم و هر چیزی که آنها به آن عشق

 

می ورزند برای ما کهنه و پوسیده باشد.

 

کاش چشم ها را می شستیم و جور دیگر می دیدیم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11:50 PM  توسط مرجان  | 

 
iCeMaN