سوگند به عزت و جلالم که به یقین و حتم ، امید هر کس را
که در دیگری جز من دل بسته باشد به نا امیدی خواهم کشاند
و در میان خلق ، جامه ذلت و خواری بر او خواهم پوشاند و از
نعمت قرب و نزدیکی به خود و فضل و رحمتم ، دورش خواهم
ساخت. آیا بنده من در سختی هایی که به خواست من بر او وارد
شده، به دیگری چشم امید بسته است؟
و من آن بی نیاز عطا بخشی هستم که کلید همه درهای بسته
در دست من است و در ِ خانه من به روی خواهندگان و خوانندگان
باز است.
مگر نمی دانید هر کس به مشکلی گرفتار آید ، کسی جز من ،
قادر به حل آن نیست؟؟
مگر نه آن است که آنچه از من نخواسته اند با بزرگواری
و کرم خویش به آنان عطا کردم ؟؟، پس چه شده که حل معضل
و کشف مهم خود را از دیگری می جویند و راه سوی درگاه من
نمی پویند؟
منم آن خدا که به بندگان خود پیش از آنکه بخواهند می بخشم!
آیا از من خواسته اند که نداده باشم؟؟ هرگز!
مگر جود و کرم به کسی جز من تعلق دارد....
(روایت از محمد بن عبدالله بن علی بن الحسین علیه السلام
در کتاب "عدة الداعی")